خرید بک لینک

با صدای بیصدا
مث یه کوه بلند
مث یه خواب کوتاه
یه مرد بود یه مرد


با دستهای فقیر
با چشمهای محروم
با پاهای خسته
یه مرد بود یه مرد

شب، با تابوت سیاه
نشست توی چشمهاش
خاموش شد ستاره
افتاد روی خاک

سایهاش هم نمی موند
هرگز پشت سرش
غمگین بود و خسته
تنهای تنها

با لبهای تشنه
به عکس یه چشمه
نرسید تا ببینه
قطره، قطره
قطرهٔ آب، قطرهٔ آب

در شب بیتپش
این طرف، اون طرف
میافتاد تا بشنفه
صدا، صدا ...
صدای پا، صدای پا ...


شهیار قنبری

برچسب: مرد تنهای شب,مرد تنها,مرد تنهای شب حبیب,مرد تنهای شبم,مرد تنها شب,مرد تنهای شب مهدی جهانی,مرد تنهای شب ویکی صدا,مرد تنها فرهاد,مرد تنها حبیب,مرد تنها اندی, نویسنده: اشکان یزدانی تاريخ: جمعه 2 مهر 1395 ساعت: 4:54

صفحه بندی