
نه! همیشه براى عاشق شدن به دنبال باران و بهار و بابونه نباش گاهى در انتهاى خارهاى یک کاکتوس به غنچه اى مى رسى که ماه را بر لبانت مى نشاند گروس عبدالملکیان...
ادامه مطلب
بار اول که دیدمت هدیه ام برایت چه بود؟ بجز زخم های کهنه ! که دیگر هیچ رنگی از افتخار با خود نداشتند زخم هایی که چکه چکه حسرت می چکید از آنها! حیف ! نمی شود دوبار مرد و این منم مردی نیمه جان در میانه جنگی نابرابر تو با سلاح چشمانت و من زخمی و بی سلاح! تسلیم....افتاده بر خاک! حمید رسمتی...
ادامه مطلب